+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 8:4 بعد از ظهر  توسط علی فتحی
|
دل مارفته مهمانی به یک دریای طوفانی. باید پارو نزد واداد باید دل رو به دریا داد. چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست یه عمری راهه ودرقدرت مانیست . به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره به امیدی که ساحل داره این دریا به امیدی که آروم میشه تا فردا، باید باور کنید چاره ای نیست اونه فرمانروا، دل کاره ای نیست . برو با اون به هرجا اون دلش خواست به هرجا برد بدون ساحل همونجاست.